پیش از آنکه درباره «شعور کل» صحبت کنیم، باید میان دو معنای متفاوت از واژه «شعور» تفاوت بگذاریم.
در زندگی روزمره، وقتی انسانها از شعور صحبت میکنند، معمولاً منظورشان میزان فهم، رفتار مناسب، ادب یا توانایی تشخیص درست از نادرست در روابط انسانی است.
مثلاً میگویند:
«این انسان شعور اجتماعی دارد.» یا «فلانی بدون شعور رفتار کرد.»
این معنا، مربوط به سطح رفتار و ارتباط انسانها با یکدیگر است.
اما در لاتیسم، واژه «شعور» به معنایی عمیقتر استفاده میشود.
شعور در لایتیسم، به معنای توانایی درک، آگاهی و جریان فهمی است که در پشت صحنه وجود و هستی حضور دارد.
شعور، فقط دانستن نیست. دانستن، جمعآوری اطلاعات است؛ اما شعور، کیفیت درک کردن است.
ممکن است انسانی اطلاعات زیادی داشته باشد، اما هنوز ارتباط عمیق با حقیقت وجود خود و جهان پیدا نکرده باشد.
شعور، همان چیزی است که امکان شناخت، تجربه و معنا بخشیدن به هستی را فراهم میکند.