بزرگترین اشتباه مدیران چیست؟

صاحب یک مجموعه‌ی بزرگ از من پرسید:

«به نظر تو، بزرگ‌ترین اشتباه مدیران چیست؟»

جواب آماده‌ای نداشتم.

چند دقیقه سکوت کردم.

بعد گفتم:

«اینکه فکر می‌کنند همه چیز را باید کنترل کنند.»

لبخندی زد و گفت:

«اگر کنترل نکنم، همه چیز از هم می‌پاشد.»

حرفش را قطع نکردم.

چند ساعت بعد، وقتی کارکنانش را دیدم، پاسخ سؤالم را پیدا کردم.

همه کار می‌کردند…

اما هیچ‌کس دل نمی‌داد.

اشتباه نمی‌کردند…

اما رشد هم نمی‌کردند.

همه منتظر دستور بودند.

انگار کسی جرأت نداشت خودش باشد.

آن روز فهمیدم…

کنترل، همیشه نظم نمی‌آورد.

گاهی فقط ترس را منظم می‌کند.

و ترس، هرگز خلاقیت نمی‌آفریند.

سال‌ها بعد، انسانی را دیدم که درست نقطه‌ی مقابل او بود.

نه فریاد می‌زد…

نه مدام دستور می‌داد…

اما هر کس کنار او کار می‌کرد، بهترینِ خودش می‌شد.

دلیلش را از یکی از همکارانش پرسیدم.

گفت:

«کنار او، از اشتباه کردن نمی‌ترسم.»

همین یک جمله، ساعت‌ها ذهنم را درگیر کرد.

شاید انسان اَمن، فقط کسی نیست که خودش آسیبی نمی‌رساند.

او فضایی می‌سازد که دیگران نیز بتوانند خودِ واقعی‌شان باشند.

کنار بعضی انسان‌ها، آدم‌ها کوچک می‌شوند.

کنار بعضی دیگر، بزرگ.

نه به خاطر آموزش…

نه به خاطر تشویق…

فقط به خاطر کیفیت حضور.

آن روز، چیزی را کشف کردم که دیگر نتوانستم فراموشش کنم.

قدرت واقعی، در کنترل کردن انسان‌ها نیست.

قدرت واقعی، در امن کردن فضاست.

زیرا هر جا امنیت به وجود بیاید…

رشد، خودش راهش را پیدا می‌کند.

شاید شعور کل نیز، بیش از آنکه به دنبال انسان‌های قدرتمند باشد…

به دنبال انسان‌هایی است که حضورشان، امکان شکوفا شدن دیگران را فراهم می‌کند.

Leave a comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *