بد، چگونه بد می‌شود؟

همه ما در زندگی، کسانی را دیده‌ایم که به آن‌ها می‌گوییم «آدم بد».

گاهی از روی خشم…

گاهی از روی تجربه…

و گاهی هم از روی حقیقت.

اما آیا انسان، بد به دنیا می‌آید؟

لاتیسم می‌گوید:

خیر.

هیچ نوزادی، بد به دنیا نمی‌آید.

همه، با امکانِ تجربه کردن متولد می‌شوند.

پس بدی از کجا آغاز می‌شود؟

از همان جایی که انسان، آگاهانه، رنجِ دیگری را وسیله رسیدن به خواسته خود قرار می‌دهد.
خود را به دیگری ترجیح میدهد .
( عبارت ” خود و دیگری ” حاصل گُمانِ جداپنداریست که بعداً در موردش صحبت خواهیم کرد . )

این نقطه، نقطه‌ای بسیار مهم است.

زیرا ممکن است انسانی اشتباه کند.

ممکن است در اثر نادانی، به دیگری آسیب بزند.

ممکن است از روی خشم، کاری انجام دهد و بعد پشیمان شود.

این‌ها، هنوز بدی نیستند.

این‌ها، تجربه‌اند.

اما آنجا که انسان، حقیقت را می‌داند…

می‌فهمد که کارش موجب رنج دیگری می‌شود…

و با این حال، همان رنج را انتخاب می‌کند، چون سودش در آن است…

در آنجا، بدی آغاز می‌شود.

بدی، یک عمل نیست.

یک کیفیت است.

کیفیتی که انسان را به جایی می‌رساند که رنجِ دیگری، برایش ابزار شود.

از نگاه لاتیسم، این خطرناک‌ترین نقطه سقوط انسان است.

زیرا از اینجا به بعد، انسان دیگر تنها اشتباه نمی‌کند…

بلکه از اشتباه خود نیز دفاع می‌کند.

برای آن دلیل می‌آورد.

آن را توجیه می‌کند.

و حتی گاهی به آن افتخار می‌کند.

به همین دلیل است که ناس، خطرناک‌تر از بشر است.

بشر، هنوز در جست‌وجوی قوانین است.

اما ناس، قوانین را در خدمت منفعت خود قرار می‌دهد.

قانون را می‌شناسد…

اما برای دور زدن آن.

شریعت را می‌شناسد…

اما برای توجیه خود.

قدرت را می‌شناسد…

اما برای سلطه.

دانش را می‌شناسد…

اما برای فریب.

هر حقیقتی که به دست او برسد، اگر زبده نشده باشد، ممکن است به ابزاری برای منافعش تبدیل شود.

***

لاتیسم، بد را محکوم نمی‌کند.

اما بدی را نیز کوچک نمی‌شمارد.

زیرا هرچه انسان بیشتر به بدی عادت کند، فاصله او با منزلِ انسان بیشتر می‌شود.

بدی، مجازات آسمانی نیست.

نتیجه انتخاب‌هایی است که کیفیت وجود انسان را دگرگون می‌کنند.

به همین دلیل، لاتیسم، پیش از آنکه به انسان یادآوری ، او را به خوبی دعوت می‌کند.

زیرا یادآوری که در دست انسانِ ناآماده قرار بگیرد، می‌تواند به ابزار سلطه تبدیل شود.

اما همان دانش، در دست انسانِ خوب، می‌تواند به ابزاری برای رشد، آگاهی و گسترش زندگی تبدیل شود.

لاتیسم، چیزی به انسان نمی‌آموزد.

زیرا از نگاه لاتیسم، انسان ظرفی خالی نیست که قرار باشد با دانش پر شود. انسان، جزئی از کل است و کل، در او حضور دارد. آنچه انسان در جست‌وجوی آن است، از پیش در ژرفای وجودش حضور دارد؛ اما در هیاهوی تجربه‌های زندگی، آن را فراموش کرده است. از همین رو، لاتیسم آموزش نیست، یادآوری است. یادآوریِ آن حقیقتی که انسان همواره آن را می‌دانسته، اما از آن غافل شده است.

«لاتیسم، به انسان چیزی نمی‌دهد؛ آنچه را همیشه داشته، به یادش می‌آورد

Leave a comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *