دشمن توجه ؛
جنگ ، بزرگترین دشمن نامرئیِ توجه است ؛ تلهای به نام مبارزه !
یکی از بزرگترین تلههایی که انسان در آن گرفتار میشود، مبارزه است.
نه مبارزهای که گاهی برای دفاع از حق لازم است…
بلکه مبارزهای که به شیوه زندگی انسان تبدیل میشود.
بعضی انسانها، همیشه در حال جنگاند.
اگر هوا سرد باشد، با سرما میجنگند.
اگر هوا گرم باشد، با گرما میجنگند.
اگر کسی مخالفشان باشد، با او میجنگند.
اگر خواستهای برآورده نشود، با نشدن آن میجنگند.
اگر گذشته مطابق میلشان نبوده، با گذشته میجنگند.
اگر آینده نامعلوم باشد، با آینده میجنگند.
حتی گاهی با خودشان نیز در جنگاند.
چنین انسانی، آرامآرام فراموش میکند که توجهش دیگر بر زندگی نیست…
بر جنگ است.
و هر جا توجه برود، همانجا نیرو نیز جاری میشود.
وقتی توجه انسان سالها صرف مبارزه میشود، کیفیت وجود او نیز رنگ مبارزه به خود میگیرد.
او دیگر فقط گاهی نمیجنگد…
بلکه در درون خود، به یک میدان جنگ تبدیل میشود.
بدن انسان نیز بخشی از همین سرزمین است.
جسم، از کیفیت حضور انسان جدا نیست.
وقتی سالها تنش، ستیز و جنگ درونی بر زندگی انسان حاکم باشد، آثار آن میتواند در جسم، روان، روابط و کیفیت زندگی او نیز آشکار شود.
انسانی که هر روز درون خود میجنگد، دیر یا زود، نشانههای این جنگ را در جایی از زندگی خود خواهد دید.
لاتیسم، انسان را به فرار از سختیها دعوت نمیکند.
گاهی ایستادن، لازم است.
گاهی دفاع کردن، ضروری است.
اما میان «دفاع» و «زندگی در جنگ» تفاوتی عمیق وجود دارد.
کسی که تمام زندگیاش را به مبارزه تبدیل میکند، توجه خود را اسیر جنگ کرده است.
و انسانی که توجهش اسیر جنگ شود، دیگر فرصت دیدن حقیقت را نخواهد داشت.
زیرا حقیقت، در سکوت آشکار میشود…
نه در هیاهوی نبرد.