انسان، حضور شعور کل

انسان، حضور خداوند است.نه جلوه.نه سایه.نه پرتوی ضعیف. حضور خداوند، یعنی جای‌نشین او در عرصه‌ی هستی.و این جای‌نشینی، با مسئولیت می‌آید.نه با توهّم.نه با خیال‌پردازی‌های رمانتیک معنوی انسان را با تمام وجوهش بشناس عقل؟ فقط یکی از وجوه انسان است. لاتیسم می‌گوید انسان را باید با تمام وجوهش فهمید؛ با وجه جسم، وجه جان، وجه… Continue reading انسان، حضور شعور کل

شعور کل؛ شعور جاری در هستی

بشر از دیرباز کوشیده است جهان را بر اساس تجربه‌های انسانی خود تفسیر کند. هر جا نظمی دیده، در جستجوی ناظمی بوده و هر جا آفرینشی دیده، آفریننده‌ای مشابه آنچه در زندگی خود می‌شناسد تصور کرده است. اما لاتیسم پرسشی متفاوت مطرح می‌کند: اگر اصلِ سؤال اشتباه باشد چه؟ اگر به جای پرسیدن «چه کسی… Continue reading شعور کل؛ شعور جاری در هستی