او؛

حضور شعور کل شعور کل، بیرون از هستی نیست. شعور جاری در عالم هستی نیز چیزی جدا از شعور کل نیست. هستی، جریان شعور است. *** اما انسان، تنها موجودی نیست که در شعور زندگی می‌کند. همه موجودات در شعور زندگی می‌کنند. وجه تمایز انسان، «او» است. او، حضور شعور کل است. نه موجودی جدا… Continue reading او؛

شعور، نه یک شخص

در لاتیسم، هنگامی که از «شعور کل» سخن می‌گوییم، از یک شخص سخن نمی‌گوییم. از موجودی که جایی نشسته باشد… تصمیم بگیرد… گاهی موافق باشد… گاهی مخالف… گاهی ببخشد… گاهی محروم کند… سخن نمی‌گوییم. شعور، حقیقت جاری هستی است. همان نظم زنده‌ای که همه عناصر و عوامل را در ارتباط با یکدیگر نگه می‌دارد. ***… Continue reading شعور، نه یک شخص

شستشوی زندگی یا شستشوی جهانِ درون

تعجب میکنم ! از انسان ها انسان هایی که هر روز دوش میگیرند ! آنها هر روز وجه جسم را شستشو می دهند تا از آلودگی ها پاک شود ! اماامااما آیا زندگی شان هم شستشو می دهند ؟ تعجب می کنم که جسمت را هر روز شستشو می کنی اما زندگیت را نه ،… Continue reading شستشوی زندگی یا شستشوی جهانِ درون

حرکت از وادی شریعت به وادی طریقت چگونه است؟

آیا از طریقت به حقیقت می‌رسی؟ چرا افراد توان حرکت از شریعت به طریقت را ندارند؟ چرا افراد جرأت حرکت به سمت حقیقت را ندارند؟ حتی بزرگان!!! شرایط امروز ایران و جهان چگونه است؟ انسان‌ها چگونه‌اند؟ نه آدم و بشر؛ انسان!

انسان، حضور شعور کل

انسان، حضور خداوند است.نه جلوه.نه سایه.نه پرتوی ضعیف. حضور خداوند، یعنی جای‌نشین او در عرصه‌ی هستی.و این جای‌نشینی، با مسئولیت می‌آید.نه با توهّم.نه با خیال‌پردازی‌های رمانتیک معنوی انسان را با تمام وجوهش بشناس عقل؟ فقط یکی از وجوه انسان است. لاتیسم می‌گوید انسان را باید با تمام وجوهش فهمید؛ با وجه جسم، وجه جان، وجه… Continue reading انسان، حضور شعور کل

شعور کل؛ شعور جاری در هستی

بشر از دیرباز کوشیده است جهان را بر اساس تجربه‌های انسانی خود تفسیر کند. هر جا نظمی دیده، در جستجوی ناظمی بوده و هر جا آفرینشی دیده، آفریننده‌ای مشابه آنچه در زندگی خود می‌شناسد تصور کرده است. اما لاتیسم پرسشی متفاوت مطرح می‌کند: اگر اصلِ سؤال اشتباه باشد چه؟ اگر به جای پرسیدن «چه کسی… Continue reading شعور کل؛ شعور جاری در هستی